تبليغاتX
با درود به خدای یگانه و روح پاک در گذشتگان این مرز و بوم و با هدف شناساندن گذشته میهنم ساخت این وبلاگ را شروع کردم چون معتقدم مردمی که گذشته خود را ندانند محکوم به تکرار آن هستند و از خدای یگانه و سپس از دوستان راستین درخواست کمک و یاری دارم.---میم شین ب--- (سرزمین مهر-سرزمین جاویدان)
شنبه 21 شهریور1388 ساعت 10:19

به نام خدا

تصاویر و پیام زیر از یکی از هم میهنان عزیز از استان هرمزگان رسیده و به نظر من جالب اومد و توی وبلاگم گذاشتم:

این تیر برق بیش از سه هفته است به طرز عجیبی دست نخورده باقی مانده و مسئولان شرکت برق هم تا کنون هیچ اقدامی برای تعمیر آن انجام نداده اند.
البته می توان گفت از افتخارات دولت است که توانسته این چنین تیر برق را در هوا نگه دارد. و حتما خیلی چیزها و برنامه ها را می تواند این طوری پا در هوا نگه دارد.
خدا عاقبت خودمونو به خیر کند.
آدرس این تیر برق : استان هرمزگان - شهر بستک - خیابان دبیرستان مصطفویه

http://96.0.54.242/tab/pics2/200909112234513321.jpg

http://96.0.54.242/tab/pics2/200909112234511404.jpg

http://96.0.54.242/tab/pics2/200909112234513980.jpg 

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز 
سه شنبه 6 مرداد1388 ساعت 10:59

به نام خدا

متنی که در این مطلب گذاشتم مقاله ای است از روزنامه اعتماد ملی که با یک قلم قوی و یک حس روشنگری فوق العاده توسط خانم فرزانه روستایی نوشته شده که وجدان بیدار هر ایرانی آگاهی را خراش می دهد.

شش هفته پيش که آن دانشجوي دانشکده فني دانشگاه تهران پاي صندوق راي مي رفت تا از راي او حماسه 40 ميليوني درست کنند حتي تصورش را نمي کرد سه هفته بعد در 18 تير دستگير و ده دوازده روز بعد جواز دفن او به علت حادثه يي در سر يا مننژيت صادر شود و در فرم مربوطه، محل مرگ او لاک گرفته شود. سي مسافر ايراني هواپيماي ايليوشين پرواز تهران - مشهد نيز که بي ترديد جزيي از آن حماسه چهل ميليوني بودند، هيچ گاه تصور نمي کردند هواپيمايشان با مديريت فاجعه بار سازمان هواپيمايي کشوري هنگام فرود دچار حادثه شود ولي هيچ مقام رسمي اعم از وزارت راه يا هواپيمايي کشوري پاسخگوي کشته شدن اين همه ايراني بي پناه نباشد.

140 مسافر ايراني هواپيماي توپولف مسير تهران - ارمنستان نيز که حتي اينقدر خوش شانس نبودند تا جنازه يي از آنان باقي بماند، هرگز تصور نمي کردند 30روز پس از آنکه شرکت شان در انتخابات حماسه 40 ميليوني ناميده شد، ايراني بودن شان چنان کم اهميت و بي مقدار و خوار و خفيف باشد که ظرف يک هفته فاجعه کشته شدن شان يکجا به فراموشي سپرده شود و هيچ مقام مسوولي براي پاسخگويي به هيچ جايي فراخوانده نشود، و استعفا ندهد و حتي همچون ارمنستان که براي 20 هموطن کشته شده خود اعلام عزا کرد، براي آنان عزاي عمومي اعلام نشود. اکنون که کشته شدن فوج فوج شهروندان براي هيچ نهاد، اداره، سازمان، وزارتخانه و مقامي، مسووليتي به بار نمي آورد جا دارد پرسيده شود؛ چگونه است که براساس مصلحت در آستانه يک انتخابات پرماجرا مردم اين مرز و بوم، شهروندان قهرمان و دلاور و شهيدپرور خوانده مي شوند و راي و شناسنامه آنان حماسه 40 ميليوني مي آفريند و اراده سياسي آنان، تاييد تفسير خاصي از حکومت و حاکميت و انکار مخالفان مورد ارزيابي قرار مي گيرد. اما همين شهروندان وقتي به هر علت به اسارت نهادهاي رسمي و غيررسمي درمي آيند، به يکباره يا همچون بازداشتي هاي اخير اوباش، يا همچون مسافران دو سانحه هوايي اخير «هيچ کس» محسوب مي شوند.

برای دیدن متن کامل مقاله کلیک کنید.

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: رویدادها 
پنجشنبه 25 تیر1388 ساعت 12:19

به نام یگانه هستی بخش

هر از گاهی پای صحبت بزرگتر ها و اختلاطشان نشستن بد نیست چون باعث میشه در تجربه ای که با گذر عمر گرانمایه به آن دست یافته اند شریک می شویم.

روزی روزگاری دهقان زحمتکشی بود که با زحمت و تلاش فراوان باغ سرسبز و پر میوه ای مهیا کرده بود و از ثمره آن زندگی روزمره خود و خانواده اش را می گذراند.

یک روز صبح زود که هوا هنوز گرگ و میش بود برای آبیاری باغ از منزل خارج شد، به در باغ که رسید متوجه شد که در باغ باز است و سه نفر غریبه داخل باغ مشغول پر کردن کیسه های خود از میوه های باغ هستند،ابتدا تصمیم گرفت که به آنها حمله کند و با سر و صدا کردن آنها را فراری دهد ولی با خودش فکر کرد که آنها سه نفرند و به راحتی می توانند صدای او را در حنجره خفه کنند و به اصطلاح زورش به آنها نمی چربد و در آن لحظه هم هیچ آشنایی در آن نزدیکی ها نبود که از آن کمک بگیرد پس تصمیم گرفت که با حیله و فریب با آنان برخورد کند.

برای همین وارد باغ شد و سلام بلند بالایی به دزدان کرد و به گرمی از آنان احوالپرسی کرد و با خوشرویی آنان را به خوردن و بردن میوه های باغ به هر اندازه که می خواهند تعارف کرد.

دزدان که از برخورد صاحب باغ با خودشان بسیار خجل و شرمنده شدند شروع به التماس و تقاضای بخشش از صاحب باغ کردند و خواستند که آنها را ببخشد.اولین دزد گفت که من سید هستم و مرا ببخش، دومی هم گفت من ملا و آخوندم و حرمت مرا هم داشته باش و مرا هم ببخش ولی نفر سوم آدم معمولی بود و چیزی برای گفتن نداشت و فقط تقاضای بخشش کرد.

دهقان رو به دزد سوم کرد و گفت آن دو نفر حرمت دارند و من آنها را می بخشم ولی برای چه از گناه تو بگذرم و تورا ببخشم و سپس با بیل آبیاری و کمک آن دو دزد کتک مفصلی به آن دزد زد و او را فراری داد.

بعد از فراری دادن آن دزد رو به سوی آخوند یا همان ملا کرد و گفت: اون اولی که سید و اولاد پیغمبره و حقش هست که از این میوه ها و باغ استفاده کنه ولی تو چه حقی داری که به باغ من وارد شدی؟ و با کمک دزد اول کتک مفصلی هم به او زدند و او را از باغ بیرون کردند.

بعد از بیرون کردن اون دو تا دزد دهقان با خودش فکر کرد که حالا یک نفر در برابر یک نفر شدند و زورش هم به آقا دزد اولی می چربد پس یقه آقا دزده را گرفت و یه مشت مال حسابی بهش داد و در این بین هم آقا دزده هرچی یاد آوری می کرد که من سید هستم، دهقان می گفت: تو غلط کردی که سیدی اگه سید بودی و خون پیغمبر تو رگات بود می رفتی دزدی،بی خود اسم سیدا را خراب نکن.

خلاصه دهقان قصه ما به جریانی که براتون گفتم ای دو سه تا دزد را از باغ بیرون کرد و موفق شد.

در زمان انقلاب هم، کشور و صحنه سیاسی را میشه به اون باغ تشبیه کرد و اون دزدها و صاحب باغ را هم به جناحها و احزابی که در انقلاب شرکت داشتند، و مردم هم جزیی از انها بودند.

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: داستانهای ایرانی 
شنبه 12 اردیبهشت1388 ساعت 13:4

به نام خدا

بالاخره بعد از مدتی که از اکران فیلم سینمایی اخراجی ها ۲ گذشت ما هم امکان زیارت این شاهکار آقای دهنمکی را پیدا کردیم.

نکته جالبی که در نظر اول توجه من را به خودش جلب کرد شلوغی صف بلیط بود، با اینکه یکماهی از اکران این فیلم در سینماها میگذره این ترافیک در صفوف واقعا در کمتر فیلمی دیده میشه.

حدود ۴۵ دقیقه در صف بودیم که صاحب بلیط شدیم.به محض ورود به سالن و نشستن روی صندلی یکی از اطفال که درست پشت مخ بنده بودند شروع به گریه کردند و امواج ساطع شده از حنجره این طفل که واقعا صداش به هیکلش نمی خورد به مغز سر ما برخورد مینمود ولی با این حال سعی کردم فکرم را روی ژرده سینما متمرکز کنم.

فیلم شروع شد و سروده ای روی ژرده نقش بست:

فیلم یعنی رنگ ظلمت روی بوم

سعی در تشویش اذهان عموم

بحث ما البته دوغ و ماست نیست

قصه این فیلم گرچه راست نیست

در زمانی دورتر از مادها

در نزاعی سخت با جلادها

عده ای رفتند حج حاجی شدند

عده ای ماندند و اخراجی شدند

باید اعتراف کنم سروده زیبایی بود و برای من خاطره انگیز خواهد بود.

به محض نمایش اولین سکانسهای فیلم و به توپ بستن بیمارستان صحرایی مجروحان توسط تانکهای عراقی صدای نعره های کوچولوی ژشت سر ما هم خوشبختانه قطع شد.

خلاصه فیلم تقریبا یه آش ترش و شیرین بود یه سکانس خنده دار و طنز و پشت سرش یه سکانس حزن انگیز، اما در کل جالب بود و ۱۵۰۰ تومان ژول بلیطمان را به آقای دهنمکی حلال کردیم و از سینما بیرون اومدیو.

در پایان هم باید به آقای ده نمکی تبریک بگم به خاطر استعدادشون و به خاطر شناخت احتیاج زندگی امروز ما ایرانیها یعنی شادی و خنده در ضمن من کاری به شایعات دست داشتن ایشون در سرکوبی دانشجویان در ماجرای کوی دانشگاه و غیره ندارم فقط از نظر استعدادی که ایشون در کسب بازار برای فیلم و تولید فیلمهایی که اکثر ایرانیها را برای دیدنش تحریک می کند،تحسین کردم.

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: هنر ایرانی 
سه شنبه 18 فروردین1388 ساعت 11:2

به نام خدا

در ایام عید منزل یکی از آشنایان جهت دیدار عید رفتیم که طبق معمول این دید بازدیدها بحث و گفتگوی خانوادگی و حال واحوالات عیدانه رسید به بحث سیاسی و گل ته سبد این بحثها جناب رییس جمهور مردمی آقای احمدی نژاد.

بحث خانوادگی جالبی پیش اومد و هرکس نظر خودش را میگفت و از زندان و بند 209 و چوب و چماق هم خبری نبود خلا صه هر چی از آزادی بیان در این جمع خانوادگی تعریف کنم کم تعریف کردم.

در این بین یکی از بزرگان فامیل که میزبان هم بود فرمودند که اصولا جناب احمدی نژاد کلا با این جشنهای سنتی و باستانی مخالفند ...در این بین بقیه خواستار دلیل آن شدند که این پیر فرزانه اینطور ادامه داد که یکی از دلایلی که وی به این نتیجه رسیده که احمدی نژاد کلا با شادی و خوشحالی مردم مخالف است این بوده که چند روزی پیش از فرا رسیدن سال نو و جشن نوروز تقریبا در تمام کشور و در یک طرح همگانی و ضربتی مقدار زیادی سیب زمینی پشندی یا به قیمت ارزان یا اینکه مجانی بین مردم همیشه در صحنه (صف) توزیع گردید.

در این هنگام همه از پیر فرزانه ما سوال کردند: خوب این چه ربطی به ضدیت احمدی نژاد با شادی مردم داره؟که پیر ما جواب داد که: خوب از قدیم الایام خوردن سیب زمینی عوارض زیادی به همراه داشته مانند سردی مزاج،رقیق شدن مدفوع،نفخ شکم و صداهای ناهنجار آن و غیره و جناب احمدی نژاد می خواسته با خوراندن سیب زمینی مجانی به ملت در ایام نوروز و دید و بازدیدها مردم را خانه نشین نگه دارد تا هم جلوی شادی را بگیرد هم رونقی به بازار  مخاطبان صدا و سیما بدهد و الحق که باید بگم خوب سیاستی داشته این کوتوله، ببخشید معجزه هزاره سوم.ولی غافل از اینکه دوای این سیب زمینی خوردن هم هزاران سال پیش اختراع شده و ان نبات است و در این هنگام پیر فرزانه ما دستی به استکان چای نباتش برد و همه با هم با خنده مشغول خوردن چای نبات شدیم.

ولی من از این گفتگو نتیجه گرفتم که واقعا مردم به این آقای احمدی نژاد بدبین شده اند، برای اینکه او هر کاری می کند که در دل مردم جا باز کند نتیجه عکس می دهد م مردم چیز دیگری برداشت می کنند.

در پایان هم تصویر مستندی که از حمدی نژاد در روز سیزده به در گرفته شده را برای شما می گذارم برای شادی و خنده هر چه بیشتر مردم ایران و دعا می کنم که خدا این احمدی نژاد را از ما نگیرد که بازار خنده ما حسابی کساد خواهد شد.

احمدی نژاد در سیزده به در

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز 
یکشنبه 11 اسفند1387 ساعت 9:29

 هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

 

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فروبست

حتی دل دماوند آتشفشان ندارد

 

دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

 

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

 

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند

گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

 

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد

نادر زخاک برخیز، میهن جوان ندارد

 

دارا کجای کاری؟، دزدان سرزمینت

بر بیستون نویسند،  دارا جهان ندارد

 

آییم به داد خواهی، فریادمان بلند است

اما چه سود، اینجا نوشین روان ندارد

 

سرخ و سپید و سبز است، این بیرق کیانی

اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

 

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید

شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

 

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی

بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

***

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: سروده ها 
شنبه 11 آبان1387 ساعت 13:48

 (( به نام خدا ))

سروده ایران من از محمد مختاری که آن را در سال ۱۳۶۲ در زندان اوین سروده است:

محمد مختاری یکی از کشته شدگان قتلهای زنجیره ای سال ۱۳۷۷ در زمان خاتمی است.برای اطلاعات بیشتر روی لینک زیر کلیک کنید:

---محمد مختاری در ویکی پدیا

محمد مختاری.

آرامگاه محمد مختاری.

ایران    من    سزای      پریشانیت    نبودم


خطی   جلی   به   صفحهء    پیشانیت    نبودم


آبی    زلال   در طلب   کام    تشنه    بودی


خاکی    سزای    بخشش    نیسانیت      نبودم


در   درد   خانه کردی و پروردیم به   دامن


جز   تیشه ای   به   خانه  ویرانیت    نبودم


خون خوردی ازعذاب و به شوقم ترانه خواندی


شایان    غمگساری    و   غمخوانیت    نبودم


گفتم   به   روز   واقعه   افروزمت   به   جانم


دردت   چنان   بسوخت   که درمانیت   نبودم


تابوت ها   به   سرخی چشمت    روانه   گشتند


تابوتی    از    برای      چراغانیت      نبودم

***

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: سروده ها 
سه شنبه 30 مهر1387 ساعت 8:30

(به نام خدا)

محمود وحشتی.

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبیدا این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟» گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت:
گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم.

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: داستانهای ایرانی 
یکشنبه 28 مهر1387 ساعت 9:30

به نام خداوند بخشنده مهربان

به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، علي لاريجاني رئيس مجلس امروز پيش از ورود به دستور كار مجلس، درباره اختصاص 100 ميليون تومان به هر نماينده مجلس كه مورد بحث قرار گرفته بود، اظهار داشت: درباره اين مطالبي كه گفته شد، تاسف مي‌خورم كه بعضي از افراد عادت كردند نيمه خالي ليوان را ببيند و توجه نمي‌كنند كه اين نمايندگان محترمي كه اينجا حضور دارند خيلي از آنها از اين وجوه استفاده نكردند، چرا اين را نگفتيد براي رضاي خدا از اين وجوه استفاده نكردند؟
وي افزود: هيئت رئيسه مجلس موظف بود امكانات اوليه براي اسكان خانواده‌ اينها در تهران به وجود بياوريد، چرا اعتراض نكرديد به مجالس گذشته كه خانه سازماني براي نمايندگان تهيه نكردند؟ نمايندگان مجلس مثل بقيه دستگاه‌ها حق نداشتند خانه سازماني داشته باشند؟ چون خانه سازماني‌ نداشتند يك وجهي به آنها داده شده كه خانه‌اي اجاره كنند، اين اينقدر توهين داشت؟ اين هم وام بوده است. اگر شماها قبلا خانه داشتيد يا وام گرفته بوديد، خوب استفاده نمي‌كرديد، مثل بعضي‌ها كه استفاده نكردند؛ چرا مساله غلط در كشور مطرح مي‌كنيد؟ ما مصمم هستيم در اين مجلس خانه سازماني براي نمايندگان ايجاد كنيم كه اين مشكلات خاتمه پيدا كند.
در اين بخش، تعداد قابل توجهي از نمايندگان يكصدا با گفتن "احسنت، احسنت" سخنان لاريجاني را تاييد مي كردند.
لاريجاني ادامه داد: من تاسف مي‌خورم سر اينكه يك خيار يا يك سيب يك نماينده‌اي در حين جلسه كميسيون داده شد، وقت مجلس گرفته مي‌شود. آيا اين حيثيت مي‌گذارد براي كشور؟ اين حرف‌زدن‌ها درست است؟ شما در منزلتان خيار و اينها ميل نمي‌كنيد؟
-----------------------------------------------------------------------

آری...

 100 میلیون تومان جدای از آنچه که در خفا به یغما می رود،هبه نمایندگان به خویشتن خویش می شود.

علی لاریجانی.
آقای لاریجانی رئیس وکلا پاسخ دهد که آیا این نمایندگانی که وی آنها را فقیرترین قشر دولتیان می داند، آیا فرزندانشان یک شب گرسنگی را تجربه نموده اند؟
آیا این نمایندگان یک شب را در استرس پرداخت اجاره منزل و تامین خورد و خوارک و پوشاک خانواده خود بوده اند؟
آیا این نمایندگان فقیر یک روز را با اتوبوس های فرسوده ی خط واحد بعد از چند ساعت کشمکش و بدبختی به محل کار خود پا گذاشته اند؟
به شرف ملی ام سوگند که این آقایان حتا قیمت نان و گوجه فرنگی را نمی دانند ، که امروز دیگر گوجه فرنگی نیز خوراک اشرافی است فقرا یا ملت همیشه در صحنه که نان مرغوب نیز بدست شان نمی رسد ،گوجه پوسیده که جای خود دارد.
و وای بر ما ملت ایران ، نمایندگانی که می بایست ازآنان ندای دفاع از حق و حقوق ملت شنیده شود از افشا شدن دریافت چنین مبلغی بانگشان به آسمان بلند شده که ای داد و بیداد چرا این مورد را رسانه ای نموده اید !که مبادا دشمنان اسلام و مسلمین سوء استفاده کنند که استکبار جهانی بی گمان در پس این توطئه !است.
تا ولی نعمتان مردم راتخریب نموده و کشور را دچار بحران و تشویش اذهان عمومی نمایند.
بله همانند توطئه دادن مدرک جعلی به وزیر محترم و مکتبی و ارزشی کشورجناب دکتر؟!کردان.
چه بگوییم جز اینکه این ملت واقعا آن قدر نجیب و هستند که این همه سکوتشان در برابر چپاولگران تعجب عالم و آدم را بر انگیخته است!

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 22 مهر1387 ساعت 11:15

به نام خداوند یکتا

کدامیک نماد ایران است؟

برج میلاد (تهران).

میدان آزادی (تهران).

به نظر شما برج میلاد با این همه تجملات و هزینه ها فقط برای این ساخته نشده که در برابر میدان آزادی قد علم کرده باشه و خاطرات اون را محو کنه، و اکنون به صورت مظلومانه ای در گوشه ای از تهران رها شده.

به نظر من ما برای به دست آوردن چیزهای جدید داریم چیزهایی را که در گذشته بدست آورده ایم را از دست می دهیم.مثلا برای انرژی هسته ای از حق خودمان در دریای خزر گذشته ایم

قبلا در تیزرهای تلویزیونی میدان آزادی نماد تهران و حتی ایران بود ولی الان در تمام برنامه ها و تیزرها و تبلیغات سعی در جایگزین کردن برج میلاد به جای میدان آزادی می کنند

...ولی با این همه باید بگم میدون شهیاد یه چیز دیگس...همین!!!

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز